روزنوشتهای ماهان

روزنوشتهای ماهان

پرسپولیسی و بارسا ❤️‍
روزنوشتهای ماهان

روزنوشتهای ماهان

پرسپولیسی و بارسا ❤️‍

نقشه مترو آرامگاه فردوسی

رفتیم بزرگداشت فردوسی. کنسرت گذاشته بودن فیلم گرفتیم. اصلا کسی نگفته بود کنسرت کی هست. ما فقط میخواستیم روز بزرگداشت فردوسی و شاعر فیلسوف جای آرامگاهش باشیم. یکی با پرنده اش اومده بود.
دیروز تو مهمونی برعکس همیشه نرفتم برای کمک و حالا احساس جدا افتادگی میکنم. مامانم میگه من کار نمیکنم. بسته بندی اتاقم و جمع کردن پتو مگر کار نیست؟
یک کتاب برای برنامه ریزی درسی برام خریدن. بعد امتحانات از اول تیر میریم بدنسازی. به جز من دوستام هم می آیند. بیشتر دوست داشتم پوستر بروس لی برام میگرفتن. بروس لی شنای یک انگشتی سوئدی کنار دریا میرفته و من همون رو کنار کشفرود برم.

مامان میگه مترو آرامگاه فردوسی برای کشفروده. اگر اون رو بزنند هوا خنک تر میشه.

We went to Ferdowsi's commemoration. They had a concert, so we filmed it. No one had said when the concert was. We just wanted to be there on the day of Ferdowsi's commemoration and the poet-philosopher's tomb. Someone had come with his bird.
Yesterday, I didn't go to a party, unlike always, to help, and now I feel isolated. My mom says I don't work. Isn't packing my room and putting away blankets a chore?
They bought me a book for lesson planning. After exams, we'll go to the gym from the first of July. My friends will come too. I would have liked them to buy me a Bruce Lee poster. Bruce Lee does the Swedish one-finger swim by the sea, and I'll do it by the Kashfarud River.

Mom says the Ferdowsi Tomb Metro is for Kashfarud. If they put it on, the weather will be cooler.