روزنوشتهای ماهان

روزنوشتهای ماهان

پرسپولیسی و بارسا ❤️‍
روزنوشتهای ماهان

روزنوشتهای ماهان

پرسپولیسی و بارسا ❤️‍

برف زمستان 1404

صبح که بلند شدم دیدم برف آمده است. حکمت و بابام قبل از من بیدار شده بودند. هنوز داشت برف می آمد و کسی به من نگفته بود. بابام گفت بریم آدم برفی درست کنیم.

من همیشه خانه برفی درست میکنم و تویش را خالی میکنم. این بار آدم برفی هم درست کردیم. خونه برفی که درست میکنم میرم تویش و یک چایی هم میخورم. مثل اسکیموها. با پیشنهاد بابام برای خانه برفی یک پنجره گذاشتیم. هنوز داره برف می آید. فردا اگر تعطیل باشیم محکم ترش میکنم.

عکس از آدم برفی گذاشتم. مامانم عروسک درست کرده است. او عکسش را کنار پارک تفریحی کشفرود گذاشته است.

آدم برفی ماهان- برف 1404

این دومین برف امسال است. عروسکی که مادرم درست کرده است قدر یک کف دست است:

عروسک بافتنی- چاه آب باغ

با قلاب بافی عروسک را درست کرده است. چاه آب با سه تا تایر هست. عکس های دیگر:

عروسک بافتنی- تنور نانوایی در باغ

تنورش کار هم میکند. عکس آخر برای آجر چینی بچه هاست:

آجر چینی بچه ها - کشفرود

دویدن تا مدرسه

من وقتهایی که گرگم به هوا بازی میکنیم را خیلی دوست دارم. شعر میخوانیم گرگم به هوا هوا زمینه هر کی بشینه گرگ زمینه

اگر گرگ بشویم آن قدر کیف نمیدهد که از دست گرگ فرار کنیم. من همیشه گرگ میشوم.

مثل همیشه داشتم از جای پل فردوسی رودخانه کشفرود تا جای ایستگاه پمپ آب میرفتم. آنجا جای شاهنامه یک مغازه دارد که اسباب بازی های قشنگی میفروشد. بابام به من گفته بود که اگر بدوم فردا نمی توانم از آنجا رد شوم. من هم دویدم و یک سگی از آنجا دنبالم کرد. بقیه آن روز مثل همیشه نبود و مجبور شدم راه طولانی تری را تا مدرسه بدوم. مدرسه ما جای توتستان احمد آباد است.



____________________


I love the times when we play wolf in the air. We sing poetry wolf in the air air background whoever sits wolf background

If we become wolves, it won't be enough to escape from the wolf. I will always be a wolf.

As always, I was walking from the Ferdowsi Bridge on the Kashafrud River to the water pump station. There, in place of Shahnameh, there is a shop that sells beautiful toys. My father had told me that if I run tomorrow, I won't be able to pass there. I ran too and a dog followed me from there. The rest of that day was not like usual and I had to run a longer way to school. Our school is in the Totistan area of ​​Ahmedabad.