روزنوشتهای ماهان

روزنوشتهای ماهان

پرسپولیسی و بارسا ❤️‍
روزنوشتهای ماهان

روزنوشتهای ماهان

پرسپولیسی و بارسا ❤️‍

موتور تانکی، طوطی و بستنی

بابام با دوستش تو میدان جا خونه مون دوتا موتور خودکار آورده بودند که یکی از دومی بلندتر و سریعتر می‌پرید. بابام عاشق سرعت موتوره. کلی گشت تا تونست اجازه پهن کردن نوار نقاله تانکی این موتورها رو اون کنار بگیره.

نوار نقاله یکی کرمی بود و اون یکی سیاه براق. هر کدوم هم اسم داشتند که الان یادم نیست. اسم یکیشون ام یک بود.

من کنار طوطی ها بودم. این دوتا بین مردم دست آموز شده بودند. یکی قهوه ای بود که خودم گاهی بهش غذا میدادم. همسایه مون ازش خیلی خوشش می آمد. از مامانم پول گرفتم برم بستنی لیوانی بگیرم تا با پسرش که همیشه تقسیم میکردیم بخوریم. ظرفش سوراخ بود ردش همه جا ریخت. بابام که این رو دید به مامانم گفت چرا ندادی برا من بخرند؟

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد